نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی گیل آگاه ، در سال ۱۳۹۳ به پیشنهاد روبرت واهانیان معمار و پژوهشگر ارشد تاریخ رشت که خود نامش فخر گیلان شده است روز ۱۲ دیماه به مناسبت مرکز استان شدن این شهر در زمان صفویان، به عنوان روز تولد رشت و نکوداشت این شهر پیشنهاد و در سال ۱۳۹۴ به نام ” روز رشت” تثبیت شد.اگرچه ایجاد بنای اولیه شهر رشت به احتمال زیاد به پیش از اسلام و به دوره ساسانیان باز میگردد اما در ۱۲ دی ۹۳۶ هجری شمسی سلطان محمود که از سوی شاه طهماسب صفوی به عنوان نماینده او انتخاب شده بود به رشت وارد شد و با ورود او به این شهر، رشت به عنوان مرکز استان گیلان انتخاب شد.
فراز و فرودی در طول این سدهها که بر رشت گذشت این شهر به گواه تاریخ مبنای اولینهای بسیار شد؛ اولین کتابخانه ملی در ایران، اولین راه آهن کشور، اولین تئاتر، اولین شعبه بانکی ایران یا بانک سپه و نخستین داروخانه شبانهروزی در ایران.حافظه گیلانیان انباشته از مفاخریست که در کهکشان نامهای ماندگار کشور درخشانند و رشت، شهر معاصران، مرکز استانی که بن مایه جنبش هنر نوگرایی است و کوچه کوچه این شهر جای پای نیکنامان تاریخ سازی چون میرزا کوچک جنگلی، پروفسور مجید سمیعی، موسیو آرسن تا امیر هوشنگ ابتهاج را بر خود دارد.پائیز ۹۴ بود که در جریان اجرای طرح عمرانی پیادهراه فرهنگی میدان تاریخی شهرداری رشت؛ گالری میدانی از بنرهای مفاخر علم، فرهنگ و ایثار سرزمین شالی و باران در آن شکل گرفت و نسل نو را نسبت به هویت پُرداشته خویش به اندیشه واداشت.دکتر محمد معین، اکبر رادی، کیومرث صابری فومنی، شیون فومنی سیروس شمیسا، ابراهیم پورداود، پروفسور سمیعی، امیر هوشنگ ابتهاج، شمس لنگرودی، جعفر خمامی زاده، کامبوزیا پرتو، مجید مجیدی، فریدون نوزاد، کیومرث ملک مطیعی، فریدون پوررضا، ناصر مسعودی، احمد عاشورپور و دیگر اهالی هنر گیلان قلل شامخ فرهنگ و دانش این سرزمین هستند که تصاویرشان عابران را ناخواسته به فخر و غروری نیک مبتلا میکرد و آفرین میآورد.
نازش رشت تنها به مفاخر فرهنگی، علمی و دینی نیست؛ بلکه خوشدل به نام نیک بزرگانی است که روحشان در کشاکش آلام مردمان سرزمینشان به پختگی رسید همانند آرسن میناسیان نیکنامی ارمنی تبار از رشت که به پاس نیکنامیش مستندی به نامش در زادگاهش “رشت” رونمایی شد.نیکنامی موسیو آرسن در کاهش آلام همشهریانش تنها بواسطه برپایی نخستین داروخانه شبانهروزی کشور در رشت و یا برآوردن آسایشگاه معلولان در دهه های پیشین نیست؛ بلکه خاطرات باران خورده بجا مانده از وی چنان وسیع است که میتواند خالق قصه هایی دیگر از قصه پرمهرمهربانیهای او برای بچه های خوب این سرزمین باشد.چونان خاطره ایکه نقل محافل و ورد زبان مردم شهر است آنکه موسیو آرسن حتی پلیوری را که روزها همسرش برای بافتش زمان گذارده بود تا در روزهای سرد یاری رسانی، تنش را از هجوم سرما در امان دارد در همان روز نخستین که به تن کرد به ظهر نرسیده به یکی از بیخانمان های شهر هدیه نمود و خود با یک لا پیراهن به خانه بازگشت و از همسر عذر خواست.
Δ