واکاوی شکست

از خطاهای محاسباتی واشنگتن تا اقتدار ژئوپلیتیک ایران

دکتر عمران علیزاده در گفتگوی اختصاصی با تشریح ابعاد "جنگ رمضان"، از ۴ خطای راهبردی واشنگتن پرده برداشت و گفت: توهم فروپاشی اقتصادی و محاسبات غلط درباره جایگاه رهبری، آمریکا را در بزرگترین جنگ ترکیبی علیه ایران به بن‌بست کشانده است.

به گزارش سرویس سیاسی –  پایگاه خبری و اطلاع رسانی گیل آگاه I تقابل ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر، فراتر از درگیری‌های پراکنده، به یک “جنگ ترکیبی” تمام‌عیار بدل شده است. تحولات اخیر که از آن به عنوان “جنگ رمضان” یاد می‌شود، فصل جدیدی از این رویارویی را رقم زد. برای بررسی ابعاد این نبرد و دلایل ناکامی راهبردهای کاخ سفید، به سراغ دکتر عمران علیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان و تحلیل‌گر مسائل استراتژیک رفته‌ایم.

 

دکتر علیزاده در این گفتگو معتقد است که آمریکا در این مقطع دچار یک “فلج تحلیلی” شده و با تکیه بر چهار خطای محاسباتی بزرگ، وارد کارزاری شد که نتیجه‌ای جز تثبیت بازدارندگی ایران به همراه نداشت. مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

 

جنگ ترکیبی؛ وقتی مذاکره هم ابزار نبرد می‌شود

گزارشگر: جناب آقای دکتر علیزاده، به عنوان پرسش نخست، ماهیت مواجهه اخیر آمریکا با ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا ما با یک برخورد کلاسیک نظامی روبرو بودیم یا ابعاد پیچیده‌تری در میان بود؟

 

دکتر علیزاده: ببینید، مواجهه آمریکا با ایران در طول تاریخ هرگز صرفاً نظامی نبوده است. ما با یک جنگ ترکیبی روبرو هستیم که عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی را در بر می‌گیرد. نکته ظریفی که باید به آن دقت کرد این است که در این پارادایم، حتی “جریان مذاکره” را نیز باید بخشی از همان جنگ دانست. ابزاری برای امتیازگیری و پیشبرد اهداف در کنار فشار میدانی.

 

در مورد “جنگ رمضان” باید بگویم که این نبرد نشان داد حتی قدرتی مانند آمریکا که مدعی برخورداری از برترین سیستم‌های اطلاعاتی است، در برآوردهای خود دچار اشتباهات راهبردی و جدی می‌شود. عدم موفقیت آن‌ها در این مقطع، محصول چهار خطای محاسباتی بزرگ بود.

 

خطای اول: درک نادرست از عمق استراتژیک “نهاد رهبری” در جمهوری اسلامی ایران

گزارشگربه خطاهای محاسباتی اشاره کردید. اولین و کلیدی‌ترین اشتباه واشنگتن در این طراحی چه بود؟

 

دکتر علیزاده: نخستین و شاید ریشه‌ای‌ترین خطا، “درک نادرست از جایگاه رهبری در ساختار مدیریت جمهوری اسلامی” بود. تئوریسین‌های آمریکایی بر این باور بودند که با تضعیف یا حذف نقش محوری رهبری، تمامیت ارضی ایران از هم می‌پاشد. آن‌ها تصور می‌کردند در غیاب این مدیریت متمرکز، ایران دچار نزاع‌های داخلی شده و به سمت تجزیه پیش می‌رود. در واقع، آن‌ها مدیریت بحران در ایران را به اشخاص گره زده بودند و از قدرت ساختاری و پیوند عمیق میان رهبری و بدنه نظام غافل بودند.

 

خطای دوم: توهم فروپاشی اقتصادی

گزارشگرفاکتور اقتصاد همواره به عنوان پاشنه آشیل در تحلیل‌های غربی مطرح بوده است. در جنگ رمضان، این مولفه چقدر در محاسبات دشمن نقش داشت؟

 

دکتر علیزاده: بسیار زیاد. دومین خطای آن‌ها “فرض فروپاشی اقتصادی ایران” بلافاصله پس از آغاز درگیری بود. اما حوادث پاییز و زمستان ۱۴۰۴ ثابت کرد که این برآوردها با واقعیتِ زیست اقتصادی و تاب‌آوری جامعه ایران انطباق ندارد. اقتصاد ایران علی‌رغم فشارها، از آن مرز فروپاشی که مدنظر سناریونویسان غربی بود، عبور نکرد و همین موضوع محاسبات زمانی آن‌ها را بر هم زد.

 

خطای سوم: خلط مبحث میان “ناراضی” و “اپوزیسیون”

گزارشگر: در حوزه اجتماعی، دشمن روی گسل‌های داخلی حساب ویژه‌ای باز کرده بود. چرا این استراتژی در میدان عمل شکست خورد؟

 

دکتر علیزاده: به نکته خوبی اشاره کردید. خطای سوم آمریکا، بزرگ‌نمایی قدرت اپوزیسیون بود. واشنگتن در یک خطای تحلیلی فاحش، میان “ناراضی” و “اپوزیسیون” تفاوت قائل نشد. آن‌ها بخش قابل توجهی از ناراضیان داخلی را  که به مسائل معیشتی یا رویکردهای اجرایی نقد دارند  به عنوان نیروی مخالف فعال و آماده برای تغییر نظام محاسبه کرده بودند.

 

در این میان نباید از نقش فریب‌کارانه رژیم صهیونیستی غافل شد. صهیونیست‌ها با رنگ و لعاب دادن به اپوزیسیون خارج‌نشین و ارائه بسته‌های پیشنهادی دروغین به آمریکا، تلاش کردند این جریان را دارای توان تغییر نشان دهند. آن‌ها با طراحی سناریوهایی بر پایه گسل‌های قومی، سیاسی و فرهنگی، فروپاشی را محتمل جلوه دادند، اما تحولات میدانی نشان داد که جامعه ایران، حتی در اوج نارضایتی، امنیت و تمامیت ارضی خود را با بازی‌های مهندسی‌شده خارجی معامله نمی‌کند.

 

خطای چهارم: نادیده گرفتن قدرت ژئوپلیتیکی ایران در شاهرگ انرژی جهان

گزارشگر: در بعد نظامی و بین‌المللی، تنگه هرمز همواره یک کارت برنده برای ایران بوده است. آیا در جنگ رمضان، این قدرت نادیده گرفته شد؟

 

دکتر علیزاده: بله، خطای چهارم دقیقاً همین‌جا بود؛ بی‌اطلاعی یا دست‌کم گرفتن توانمندی ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز. این تنگه یک آبراه طبیعی و در واقع یک موهبت الهی برای ایران است. دشمنان شناخت دقیقی از اراده و ابزارهای مدرن جمهوری اسلامی برای اعمال حاکمیت در این منطقه نداشتند. آن‌ها غفلت کردند که هرگونه جنگ با ایران، مستقیماً بر اقتصاد جهانی اثر می‌گذارد. نادیده گرفتن پیامدهای جهانی این نبرد باعث شد محاسبات اولیه آن‌ها غلط از آب درآید و امروز می‌بینیم که واشنگتن با احتیاط و ترس بیشتری قدم برمی‌دارد.

 

موازنه قدرت؛ تفاوت بنیادین ایرانِ امروز با دوران پهلوی

گزارشگر:  به عنوان جمع‌بندی، تفاوت اساسی شرایط کنونی ایران را در مواجهه با قدرت‌های جهانی نسبت به گذشته در چه می‌بینید؟

 

دکتر علیزاده: اگر بخواهم مقایسه‌ای داشته باشم، در سال ۱۳۵۷ شاید ابزارهای محدودی برای مقابله با نفوذ خارجی وجود داشت، اما مشکل اصلی این بود که در حکومت پهلوی “اراده‌ای” برای ایستادگی نبود. اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است؛ جمهوری اسلامی ایران اکنون هم “ابزار” پیشرفته و هم “اراده” قاطع برای مقابله با نفوذ آمریکا در منطقه را در اختیار دارد. همین ترکیب “ابزار و اراده” است که موازنه قدرت را نسبت به دهه‌های گذشته به طور جدی به نفع ایران تغییر داده است.

 

پایان پیام/