شکست فراخوان ربع پهلوی؛

بازتابی از هویت ملی و عقلانیت اجتماعی در ایران

ماه ها تلاش‌ رضا پهلوی برای به خیابان کشاندن مردم ایران با شکست مواجه شد. این شکست که با بی‌توجهی گسترده مواجه شد، به عنوان بازتابی از تحولات عمیق در هویت ملی و تغییر رویکرد اجتماعی در ایران، تلقی می شود.

ماه ها تلاش‌ رضا پهلوی برای به خیابان کشاندن مردم ایران با شکست مواجه شد. این شکست که با بی‌توجهی گسترده مواجه شد، به عنوان بازتابی از تحولات عمیق در هویت ملی و تغییر رویکرد اجتماعی در ایران، تلقی می شود.

بی تردید، این ناکامی ریشه در عوامل متعددی دارد. فقدان شخصیت حقیقی و حقوقی و هویت موروثی در رضا پهلوی و تلاش در ناجی نشان دادن او برای ایران بیشتر محصول رسانه‌هاست و فاصله او با یک سیاستمدار میدانی چشمگیر و قابل توجه است.

ربع پهلوی نتوانست اعتماد و همدلی لازم را از سوی مردم جلب کند. او پیش از آنکه بتواند حتی در قاب تلویزیون و شبکه های مجازی نقش یک رهبر الهام‌بخش را بازی کند، همواره نمادی از یک گذشته‌ای است که با چالش‌ها و تناقضات همراه بوده است. مسئله ای که برای ملت ایران به ویژه نسل‌های جوان که با یک حافظه تاریخی آگاهانه بزرگ شده‌اند، اهمیت وافری دارد.

رضا پهلوی سال‌هاست خارج از ایران زندگی می‌کند و باتوجه به عدم ارتباط با واقعیت‌های زندگی می توان دریافت؛ این فاصله پیوند او را با لایه‌های مختلف جامعه ایران تضعیف کرده است.

فراخوان‌های او اغلب از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی مردم فاصله داشتند و از طرفی به حس هم‌سرنوشتی و هزینه کردن برای آینده‌ای نامشخص متکی است.

مردم ایران از تجربه گذشته درس گرفته‌اند و به راحتی حاضر نیستند برای وعده‌های تهی و بی اساسی که به تحقق آن‌ها اطمینان نیست، هزینه پرداخت کنند.

نگرانی‌ها حول اتکای به بازیگران خارجی و برداشت عمومی از نزدیکی رضا پهلوی به دولت‌های مداخله گر نظیر آمریکا و به ویژه اسرائیل، به اعتبار فراخوان او لطمه وارد کرده است. در جامعه‌ای که غالب مردم آگاه، حافظه تاریخی پررنگی از مداخله خارجی دارد، هرگونه نشانه‌ای از اتکای بیرونی می‌تواند مشروعیت را تضعیف کند. این مسئله، به ویژه در شرایطی که ایرانیان به دنبال بازتعریف هویت ملی خود هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

عقلانیت اجتماعی با تردید نسبت به فراخوان‌های احساسی پیش رفت و نشان داد پس از سال‌ها بحران، جامعه ایران وارد فاز محاسبه‌گرانه‌تری شده است. این عقلانیت اجتماعی، فراخوان‌های احساسی را کم‌اثر و‌ مردود می‌کند و مردم را به سوی راهکارهای واقع‌بینانه و عملی سوق می دهد زیرا شاهد بودیم تلاش برای بازگرداندن یک نظام سیاسی گذشته، اکنون باور و جذابیت لازم را ندارد.

شکست فراخوان ربع پهلوی نشان‌دهنده تغییرات اساسی در هویت ملی و رویکرد اجتماعی در ایران است. مردم ایران دیگر به راحتی به نمادها و وعده‌های گذشته واکنش نشان نمی‌دهند و به دنبال راهکارهایی هستند که به منافع و ارزش‌های آن‌ها مرتبط باشد. این شکست، می‌تواند به عنوان فرصتی برای بازتعریف هویت ملی و ایجاد یک فضای گفت‌وگوی سازنده تلقی شود که بر اساس عقلانیت، همدلی و مشارکت مردمی در نظام جمهوری اسلامی ایران استوار باشد.

به امید آینده ای روشن، در کنار مسئولانی متعهد و مردمانی آگاه برای ایرانی آباد . . .