نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری گیل آگاه، مردمان آگاه این سرزمین امروز با این حضور خود ثابت می کنند که راهی را که ۲۲ بهمن ۴۵ سال قبل آغاز کردند و طی آن به آنچه که حق خود می دانستند با ایمان راسخ دست یافتند همچنان با حضور خالصانه و یکپارچه خود، ادامه می دهند و همه کینه توزیها، دشمنی ها و توطئه های دشمنان این نظام و کشور را ناکام می گذارند و از نظام، استقلال و آزادی خود دفاع می کنند.
از ابتدای وقت صبح امروز هم اقشار مختلف مردم رشت از دانش آموز ، دانشجو ، بازاری و کاسب و کارگر و غیره همراه با سایر گیلانیان روزی دیگر را با نشاطی مضاعف آغاز کردند و مسیرهای متعدد این شهر از گلسار تا خیابان سعدی، از ورزشگاه شهید عضدی و خیابان نامجو، میدان پاسداران به سمت میدان فرهنگ و از مسجد الفتح چمارسرا و خیابان طالقانی همه تا میدان شهدای ذهاب (شهرداری) مملو از جمعیت زنان، مردانی است با مشتهای گره کرده ، پرچم ها و پلاکاردهایی در اعلام و نفرت خود از دشمنان این کشور و نظام و انسانیت با خروشی دیگرسان آمده اند تا این حضورپرشورشان بار دیگر پشت دشمن دیرینه شان را به خاک برساند.
این مردمان با اراده و راست قامت به راستی نقطه قوت در انعکاس اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و امروز با فریادهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر انگلیس، ۲۲ بهمن ماه یوم الله – یوم الله، ای رهبر آزاده، آماده ایم – آماده؛ بار دیگر پیام آزادگی، استقلال و سربلندی شان را تحت لوای پرچم سه رنگ ایران زمین فریاد کردند.
کوچک و بزرگ با گامهای بزرگ و کوچک از کوچه پس کوچههای رشت خود را به خیل جمعیت میرسانند تا از سیل خروشان مردم شهر بارانهای نقرهای جا نمانند و قطرهای باشند از دریای بیکران همدلی و ایثار ملتی که در بحرانهای مختلف همواره با بصیرت و هوشیاری بی نظیر خود مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بزنند.
از کوچه کناری صدای کودکی میآید، دست در دست مادر پرچم به دست، انگار پرچم از دستش افتاده و مادر متوجه نشده، دختر زیبا روی سه ساله دست را از دست مادر رها میکند و دوان دوان میدود سمت پرچم که مبادا از چشم پنهان بماند.
صحنه جالبی بود، دخترک پرچم را برداشت و به سمت مادر دوید و خوشحال از این فتح قله کودکانه، با لحن کودکانه الله و اکبر میگوید و برای مادر شیرین زیانی میکند، مادر می پرسد، «حلما جان چه میکنی؟» گفت: «پرچم روی زمین افتاده رفتم پرچم را بردارم».
خود را به خیل جمعیت رساندم از هر آب و رنگ، قوم و قبیله، لهجه و گویشی زیر بیرق یک نام خود را به میدان فتح پیروزی یعنی میدان همدلی که همانا خیل عظیم مردمی است رسانده بودند، عجب صحنهای است.
خدای من، ویلچر به دستی از دور عزیزش را به خیل جمعیت میرساند، نمیدانم چرا اما تمام وجود حاضران از دیدن این صحنه منقلب شده بود، شاید با خود میگفتند، کسی از او انتظار نداشت اما او هم آمده بود تا بگوید ایرانی است و قطرهای است از دریای بی کران همدلی.
بادکنکهای رنگ پرچم، چشم نوازی میکند، ذیل نام ایران و ایرانی، کم کم خود را به میدان شهدای ذهاب رساندم، اینجا نوای ایران ایران است که در آسمان شهرم طنین انداز شده اینجا انگار همه آمدهاند بگویند، کنار ایران میمانند و پای آرمانهای امام خود ایستادهاند.
الله اکبر از این همه جلال و از این همه شکوه، همه آمدهاند، از چهار طرف میدان شهرداری جمعیت خود را به میدان میرسانند، اینجا مملو از جمعیت است، آقای گلریز به یاد روزهای اول انقلاب «این پیروزی خجسته باد» را میخواند و حال و هوای اول انقلاب را ایجاد و گوشه چشمان خیلیها اشک شوق جاری شده است، نوای ایران ایران آنها همراه شده با گلباران جمعیت از هلیکوپتری که صحنه شکوه حضور مردم را ثبت میکند.
آیت الله خاتمی آمده در جمع مردم و از شکوه گیلانیان و پیشتازی ولایتمداری آنها در هشتم دی ماه ۸۸ سخن گفته و عزت گیلانیان را به یاد میرزا کوچک خان گیلانی می نامد و فرزندان میرزا را رهروان مسیر توحیدی نامیده است، این صحنه دیدنی و ثبت شدنی تا دشمن بار دیگر حقیقت وجودی ایرانیان را درک کند و بدخواهان خود را شکست خورده میدان بدانند.
پایان/
Δ